سلام همسفران

برای جبران تاخیرم دو تا کار مینویسم که امیدوارم لذت ببرید

 

سوال مبهم

وقتی که فشار لحظه ها می افتد

یکباره قلم ز دست ما می افتد

سیراب شود دو سبزه زار از چشمم

قلبم که به یاد بچه ها می افتد

در فکر خودم و یک سوال مبهم

آیا کسی هم به یاد ما می افتد؟

یخ بسته وجودمان ز سوز سرما

خورشید نگاهشان به ما می افتد؟

از مهرو وفای آن عزیزان آیا

یک سکه درون ظرف ما می افتد؟

دلخوش به خیالم و حقیقت این است

آخر که به یاد یک گدا می افتد؟

/ 1 نظر / 3 بازدید
خدامراد

واقعا اين شعر جای اون کم کاری هات و جبران کرد .. موفق باشی