سلام همسفران:<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اینبار یه غزل میزنم به رنگ همین روزهای غم انگیزی که دارن سپری میشن

 

نزدیک مثل...مرگ

 

صدای شیونی.انگار یکنفر مرده

کسی که از همه ی شهر پشت پا خورده

 

کسی که هیچ ندارد به غیر درد غریب

و زخمهای عمیق و سیاه بر گرده

 

نگاه میکند به شب بی ستاره و تاریک

به دفتری پر از خاطرات خط خورده

 

و آرزوی بزرگی به قدر پاکی تو

شبیه هجم غمی در نگاه افسرده

 

کنار بام شبی پشت میکند به زمین

به کوله بار غم و دردهای نشمرده

 

.......................................................

 

طلوع روشن فردا و های هوی عجیب

صدای شیونی. انگار یکنفر مرده

 

16/8/84

 

/ 38 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سلمان نعمتی

سلام دوست عزيز .وبلاگ خيلی زيبا و پر باری داريد خوشحال می شوم دوباره به دیدنم بیایید... هميشه شاعر باشی

مریم حقیقت

سلام عزيز،من/بلاخره/شعرم پريشانيم رابيآرام يا علي

انجمن ادبی اندیشه ارسنجان

اولین همایش شعر و داستان جوان ارسنجان توسط انجمن ادبی اندیشه شروع به کار کرد.برای دریافت اطلاعات بیشتر و شرکت در این همایش به وبلاگ مراجعه نمایید

محمد حسین نعمتی

با سلام خدمت شما با حدیث ساده غزل خداحافظی به روزم ..... دلم خیلی برایت جمعمان تنگ شده است موفق و همیشه شاعر باشید

احمد ارجمندی

سلام/لذت بردم/با يک کار تقديم به خودم به مناسبت آغاز سال ۲۰۰۶ به روزم سر بزن

paran

سلام! سهند جان دلم برات تنگ شده بهم زنگ بزن به وبلاگم سر بزن خوب ما هم دل داريم ديگه حتما سر بزن ياعلی...

سارا باستاني

سلام از لطف شما سپاسگزارم .آشيانه ي زيبايي داريد به خاطر لينك هم ممنونم. به زودي لينك شما را اضافه خواهم كرد.

محمد حسین بهرامیان

سلام....ممنون از اظهار لطف شما....راستی با آقای کوهمال عزيز خوش گذشت....مطمئنا خوش گذشته است...دو شاعر خوب مثل شما قطعا نهايت استفاده را از همايش تبريز برده ايد....راستی از همايش ارسنجان چه خبر ؟....مرا بيشتر در جريان همايش بگذاريد...لطفا سلام مرا به دوستانم در ارسنجان ابلاغ فرماييد....قربانت...بهراميان

محمد حسن

سلام دوست عزيز فکر کنم يه کم وزن دچار تزلزل شده باشه در مصرع سوم