سلام همسفران

لحظه هایتان بهاری باد

اینبار من به سوی تو پرواز میکنم

قانون جاذبه به هم انگار می خورد

دیگر من آن پرنده یک روزه نیستم

این بال و پر به درد همین کار می خورد

من با یقین به عشق تو آغاز میکنم

ایمان من به شک تو هر بار می خورد

هر چند درد عشق من احساس تازه ایست

بر او همیشه تهمت تکرار می خورد

من طالب نوازشم اما در این دیار

سیلی فقط به گونه تبدار می خورد

رقصیده ام به ساز تو با هر غروب که

انگشتهای ناز تو بر تار می خورد

لبهات را به گونه دیگر تکان بده

تنها تکان به خاطر انکار می خورد

با شوق پر کشیده ام امشب به سوی تو

مرغ دلم نگو که به دیوار می خورد

/ 21 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد حسين نعمتي

سلام شاعر تنهاي شهر من خوبي؟ سلام سهند جان شديدا لذت بردم ! دوري شما بدجوري اذيت مي كند ولي به اميد ديدار تان مي گذرانم يا علي

مريم حقيقت/pasaghazal

سلام الوعده وفا pasaghazalبا مقاله ی ((ساختارهاي نامتوازي در متن نویسا یا شاکله ي غايي متن نويسا تا گزارشي از نحله هاي پساغزل)) نوشته ی مانی محمدی به روز است.شما ننوشته اید؟ یا علی

salam mesle hamishe ziba boob hjamishe shaer bashi

مظاهر کثيری نژاد

سلام رودِ روان خوبی؟ به روز که نکردی ولی... با یک غزل تازه به روزم. خیلی دوست دارم از نظراتت استفاده کنم. منتظرم و شدیداَ تشنه نقد. یا علی

فرزانه جون

به جرئت می گم بک گراند وبتون خيلی قشنگه . متن نوشته شده هم زيبا بود . احساس می کنم اهل قلم هستين پس به وبلاگ من سر بزن و کتابی رو به کتابخونمون اضافه کن

گلچين شعر

سلام . لطفا در نظر خواهی گلچين شعر شرکت کنيد . قبلا سپاسگزارم

محمد مرادی

سلام آمدم نبودی حرفی داشتم برات ننوشتم اگر بهم زنگيدی می گم

محمد مرادی

سلام آمدم نبودی حرفی دارم برات اگه زنگيدی بهت ميگم