سلام همسفران

 قبل از هر چيز بايد ازاينکه با راهنمايي هاي مداومتون من رو به ادامه كار در وبلاگ اميدوارميكنيد تشکر کنم و حالا يه كارقديمي

ولي پر خاطره

روي لبت خط ميكشي.يك خط قرمز

صدها هزاران مي كشي.يك خط قرمز


تا كي تو با خون ميكشي؟يك بار هم سبز

اما تو تنها دلخوشي.يك خط قرمز


در دفتر تكليف روي مشقهايم

با يك قلم خط ميكشي.يك خط قرمز


علامه دهري به ظاهر ليك با من

در پاسخ هر پرسشي.يك خط قرمز


جاي رباعي روي كاغذهايم افسوس

خطي مرتب ميكشي.يك خط قرمز


گفتم كه تا كي در تب يك بوسه باشم؟

دادي جوابم باز با. يك خط قرمز

/ 2 نظر / 16 بازدید
شاعركوچولو

سلام سهند عزيز فکر ميکنم اگر در مصرع اول به جای <روی لبت>،<دور لبت> آورده بودی بهتر بود اين طوری هم معنای (دور چيزی خط قرمز کشيدن) ميده هم... منو به خاطر فضولی هام ببخش... تا هميشه شاعر باشی..........................

سيدجوادپورکاوس

دوست من سلام<اينم يه شعربرای گل وجودتو: بگذارمقابلت بميرم بگذار/چون قوی به ساحلت بميرم بگذار درخواهشم اشتباه کردم گويی/درگوشه ای ازدلت بميرم بگذار منتظرتماستان هستم